کوردی
 
 
کرماشان
 

 

يکی از نمود های فرهنگ ضرب المثل است در کردستان بزرگ نيز مه سله ت هايی رواج دارد. اين ضرب المثل ها را به فارسی ترجمه می کنم و معادل آنها را نيز می نويسم.

 ضرب المثل

 معنی

معنی واژه ها در فارسی

 

خودا کووه  ناسيگ  وه فر نيگه  بان

 

خدا  کوه  را می شناسد که روی آن برف می گذارد.

ناسيگ :‌ می شناسد

وه فر:‌ برف *

نيگه :‌ می گذارد

بان : بالا

 

 رووی   ده سی   وه  ئه نجير  نه ره سی وه ت   که ره سه

 روباه دستش به انجير نمی رسد می گويد نارس است.

رووی : روباه

نه ره سی: نرسید 

وه ت : گفت

که ره: کال و نارس

 کابرا  سه ر  بئاو  تاشيگ

 يارو سر بی آب می تراشد

( کار  غيرعاقلانه ای انجام می دهد.)

 کابرا: يارو

ئاو :‌ آب

تاشيگ: می  تراشد

 ميه وانه ل     يی مال    ده   خون    يه ک        تيه نگن.

 مهمان های  يک  خانه به خونی هم تشنه هستند.

 ميه وان :  مهمان

تيه نگ :‌ تشنه

 خالوو  که فيگه  سه ر  ئاو  خوارزا  ده خوار  ئاو  فيريگ   کيگ

 دايی در سر آب غرق می شود خواهر زاده  در پايين آب دنبالش می گردد.

 خالوو: دايی

که فيگ :‌ می افتد.

خوارزا: خواهرزاده

خوار: پايين

فيريگ کيگ: دنبالش می گردد.

 

   آينده ی زبان کردی در ايران   

ناچارم مطلب امروز را به زبان فارسی بنويسم. پيش از آن از لطف تمام دوستان تشکر می کنم.

در آغاز بايد بدانيم که کردهای ايران در کجا زندگی می کنند. به طور کلی می توان گفت که در استان های کردستان و کرمانشاه و ايلام و جنوب استان آذربايجان غربی زندگی می کنند و تقريبا ۱۲ درصد جمعيت ايران را تشکيل می دهند. در اين استان ها زبان رسمی و اداره ای همان فارسی است و اين امر تاثير منفی بسياری بر زبان کردی دارد.

در تمامی مناطق کردنشين تنها دو تلويزيون و راديو به زبان کردی برنامه پخش می کنند و تعداد بسيار اندکی روزنامه و مجله به زبان کردی چاپ می شوند و اين امر باعث شده است که دوری مردم از زبان مادری به يک امر پررواج تبديل گردد. در اين ميان تلاش خستگی ناپذير صدا و سيما در رواج بخشيدن به زبان فارسی و از بين بردن زبان های ديگر بی تاثير نبوده است.

به هر حال امروز تاثير اين دوری از زبان مادری را می توان در فارسی حرف زدن مردم کرمانشاه ديد. اگر بيشتر از اين به زبان کردی بی توجهی شود می توان نابودی زبان کردی حداقل در بخش هايی از ايران را شاهد بود.

 

   کردی ايلامی   

کردی ايلامی که به اصطلاح کردی فيلی گفته می شود يکی از شاخه های کردی جنوبی ( باشووری ) است که در محدوده ی استان ايلام و جنوب استان کرمانشاه تکلم می شود. در زير جدول پيوستگی کردی ايلامی با ساير گويش های کردی را می بينيم.

 

فارسی 

کردی ايلامی 

سورانی 

کرمانجی 

لری 

پدر 

 باوگ

 باوك

باڤ 

باوه 

مادر 

 داڵگ

 دايك

دايك 

دايا 

برادر 

 برا

 برا

برا 

برار 

خواهر 

 خوێشك

 خوشك

 خوشك

خوه 

پدربزرگ 

 باپير

 باپير

 باپير

بابا 

 مادربزرگ

داپير 

نه نك 

 داپير

ننه  

عمو 

 تاتگ

 مام

 ئاپۆ

 ئاموو

عمه 

 ميمگ

ميمك 

 پوور

كچی 

 دايی

 خاڵوو

 خاڵۆ

 خاڵ

هالوو 

 خاله

 ميمگ

ميمك 

پوور 

 هاله

 داماد

 زاوا

 زاوا

 زاڤا

زوما 

 عروس

 وه و

وه وی 

 بووك

 بی

در جدول زير پيوستگی زبان کردی ايلامی با زبان های باستانی بررسی می شود:

فارسی امروزی 

پارسی باستان 

پهلوی 

کردی ايلامی 

خشک 

هوشکه 

 هوشک

 هشک

 کوه

 کيوفه

 کوف

کو 

 باد

 واته

 واد

وا 

خورشيد 

خوره

خور

 خور

برگ 

 ورکه

 ولگ

ولگ 

برف 

وفره 

 وفر

وفر 

مغز 

 مزغه

 مزغ

مزگ 

اين تنها گوشه ای از پيوستگی های زبان کردی ايلامی با زبان های باستان است.

   نيشتمان/ وطن   

عشقت وێنه ی خوێن ها له ره گانم

 تان  و  پوو  دڵم  مه زگ  سۆخانم

هه ناسه ێ سينگ، نۆر چاوانم

ناوت هه ميشه ورد زوانم

گيانم وه فدات ئێ نيشتمانم

ئارام گيانم روو‌ح و ره وانم

وير و خێاڵ رووژ و شاوانم

ئاساره ی به ختم له ئاسمانم

تووزی له خاكت ها له گيڕفانم

رووڵه ی په روه رده ێ كورده مالانم

گيانم وه فدات ئه ێ نيشتمانم

رووڵه ی گيان وه فداێ كوردێستانم

گيانم وه فدات ئه ێ نيشتمانم

                           شێر له دۆكتۆر ئێرێج خاڵسی ـ ئيلام

                           به زمانی كوردی خواروو ( فه يلی )

    ناوه کانی کوردی هه نگاوی به ره و ره گه ز / اسم های کردی گامی به سوی اصالت   

ره نگه ديته ن که له ناوه ندی ولاتمان که سی په ره ی نا وه کانی کوردی نه ستاندنه وه. بو ئيمه که توايم بو رزگاری ولاتمان خه بات که يم زور ناباش بی ناوی بو کوره کان و دويته کانمان ناوی ئه ره وی بدوزينه وه.

دوستان گرامی برای آشنايی شما با نام های اصيل کردی نام های کردی را پيشکش به حضور می کنم. اميد است که ما ايرانی ها از نام های اصيل ايرانی از آن جمله نام های کردی استفاده کنيم. توضيح اينکه در بخش اول نام به خط کردی در بخش دوم به خط فارسی و در بخش سوم معنی آن در فارسی و در بخش آخر کارکرد آن برای پسر يا دختر آمده است.

ئارارات/ آرارات/ نام کوهی در کردستان ترکيه/ پسر

ئاران/ آران/ قشلاق/ پسر

ئاراس/ آراس/ رود ارس/ پسر

ئارمين/ آرمين/ نام پسر کيقباد منسوب به آرام/ پسر

ئاريان/ آريان/ آريايی/ پسر

ئارينا/ آرينا/ آريايی نژاد/ دختر

ئاساره/ آساره/ ستاره/ تنها درکردی ايلامی رواج دارد./ دختر

ئاسکول/ آسکل/ بچه آهو. در کردی ايلامی بدان آسک می گويند./ دختر

ئاسمين/ آسمين/ ياسمن/ دختر

ئاسو/ آس/ افق. در کردی ايلامی به صورت ئاسوو( آسو) کاربرد دارد./ عمومی( پسر و دختر)

ئاکام/ آکام/ انجام/ پسر

ئاکوو/ آکو/ کوه بزرگ. قله ی کوه/ پسر

ئاگرين/ آگرين/ آتشين. کنايه از آدم شجاع/ پسر

ئالان/ آلان/ منطقه ای در کردستان/ دختر

ئاميار/ آميار/ يار و ياور. در کردی ايلامی هاويار گفته می شود./ پسر

ئاوات/ آوات/ آرزو/ عمومی

ئايرين/ آيرين/ آتشين/ دختر

ئه ر ده لان/ اردلان/ نام قديمی کردستان/ پسر

ئه سرين/ منسوب به اشک/ دختر

ئه وين/ اوين/ عشق/ دختر

باشوان/ باشوان/ نام کوهی در بانه/ پسر

باوان/ باوان/ خانه ی پدری/ دختر

بريا/ بريا / کاشکی / پسر

بوران/ بوران / توفان / عمومی

بووژان/ بوژان / باليدن و نمو کردن. نام روستايی در ايلام/ دختر

بيخه وش/ بيخوش / ناب و خالص . کردی باشووری/ دختر

بيری / بيری/ شيردوش / دختر

بيگه رد/ بگرد / بی عيب / عمومی

به رزان / برزان / بلندی / پسر

به رکاو/ برکاو / دامنه ی کوه / پسر

به فراو/ بفراو / آب برف ذوب شده . کنايه از زلالی و پاکی/ دختر

به فرين/ بفرين / برفی. کنايه از سفيدی و پاکی/ دختر

به ناز / بناز / نازنين / دختر

به يان / بيان / سپيده دم. بامداد / پسر

به يانه / بيانه / ميوه ی به / دختر

پاکو / پاک / دسته گياه بسته نشده / پسر

پشکو / پشک / اخگر/ پسر

پيشه وا / پيشوا / رهبر/ پسر

په پرووک / پپروک / شکوفه. تنها در کردی ايلامی رواج دارد./ دختر

په رژان/ پرژان / کار / دختر

په ره نگ / پرنگ / گوشواره / دختر

په ژاره / پژاره / نگرانی / عمومی

په ژماره / پژماره / فکر و خيال . تنها در کردی ايلامی کاربرد دارد. / عمومی

په شيو / پشيو / افسرده / عمومی

 

   يک شعر کردی مشهور/ شيری به ناوی کوردی   

اگر به تاريخ بنگريد می بينيد که تلخ ترين بمباران شيميايی جهان در شهر کردنشين حلبچه رخ داد. يکی از شاعران کرد شعری در وصف اين جنايت سروده است که بنده آن را با ترجمه ی فارسی خدمت شما عرضه می کنم. اين شعر مشهورترين شعری است که به زبان کردی سروده شده است.
دنيا خه مه ژيان ژانه و شاره که ی به هاری سوور
هيرووشيمای کوردستانه حه له بچه ی دايکی شاره زوور
کورپه بوچکه به لانکه وا مندال به سينکی دايکه وا
بو يادی نه ورووژی ئمسال سووتانه بوين وه کوو زووخال
مه رچ بی هه مووی به رد و داری حه له بچه ی تينی رزگاری
ده کينه خه نجه ری توله ی به ر پيشته ينی کورده واری
اما ترجمه ی اين شعر به فارسی با ذکر اين نکته که هر چند هم ترجمه ی اين شعر قوی باشد نمی تواند مانند متن کردی آن درد ملت کرد را بيان کند و سوز خود را از دست می دهد.
دنيا غم است و زيستن چون درد و شهر ( حلبچه ) بهاری سرخ ( نشانه ی بدبختی ) دارد.
هيروشيمای کردستان است حلبچه مادر منطقه ی شاره زور( شاره زور منطقه ای وسيعی در کردستان است.)
نوزاد کوچک در گهواره ی خود و کودک در آغوش مادرش به بزرگداشت نوروز امسال مانند زغال سوخته شدند.
عقد ( وعده) باشد که تمامی سنگ ها و درختان حلبچه حلبچه ای که تشنه ی آزادی است را يک خنجر کنيم و اين خنجر را برای انتقام ملت کرد در پشتين ( کمربند کردی و شالی که کردها به کمر می بستند و خنجر را در ان غلاف می کردند ) همراه خود خواهيم داشت.

   الفبای کردی   

در خط کردی برای کم شدن فاصله ی نوشتار و گفتار تغييراتی در خط فارسی به وجود آمده است که به طور خلاصه بيان می کنم . البته برای ياد گرفتن کامل خط کردی می توانيد به کتاب فرهنگ کردی هه ژار مراجعه کنيد.
۱- فتحه: در خط کردی به صورت (ه) نوشته می شود مانند به همه ن به جای بهمن.
۲- ضمه: در خط کردی به صورت (و) نوشته می شود مانند کورد به جای کرد
۳-او در خط کردی به صورت (وو) نوشته می شود.
۴- تشديد : کلمات مشدد به صورت تکرار حرف نوشته می شوند مانند مه ککه به جای مکه
۵- الف در خط کردی در وسط کلمه به صورت ا نوشته می شود ودر آغاز کلمه به صورت ئ نوشته می شود مانند ئه حمه د به جای احمد و بار به جای بار
۶- در خط کردی حروفی چون ث س ص به صورت س نوشته می شوند مانند سه د به جای صد
۷- در خط کردی حروفی چون ز ذ ض ظ به صورت ز نوشته می شوند مانند زوهر به جای ظهر
۸- در خط کردی حروفی چون ت ط به صورت ت نوشته می شوند مانند ته ناب به جاي طناب

   سه عدی شيرازی   

يه کم بانه مه ر رووژی جيهانی سه عديه.
سه عدی یه ک ده گه وره ترین شایرانی ئه م ولاته سه ک بو سه ر به رزی ئیران کووشاگه.
به م هو ۱ بانه مه ر ناوی ئه م کله پیاوه به خوی گرتیه تا بتوان ناوی به رزی سه عدی بو هه میشه به رز هیشت. هیوادارم رووژی بای که زانی و فه رهه نگ ئیران به به رزترین جیگای خوی بره س.
اول اردیبهشت روز جهانی سعدی است.
سعدی یکی از بزرگترین شاعران این سرزمین است که برای سربلندی ایران کوشیده است.
به این سبب اول اردیبهشت نام این بزرگ مرد را به خود گرفته است تا بتوان نام بلند سعدی را برای همیشه بلند باقی گذاشت. امیدوارم روزی بیاید که دانش و فرهنگ ایران به بالاترین جایگاه خود برسد.

   به شان سينگ/ قسمت های سينه   

پووس: پوست
ده نگ: دنده
ناو زگ: به بخش های داخلی بدن می گویند.
پف: ريه
دل: قلب
گورچگ: کليه
گه يه: معده
جه رگ: جگر
لخه روو: روده
لخه رووی گه وره: روده بزرگ
لخه رووی بوچک: روده کوچک
مه مگ: پستان
مازگ: پشت شکم
ناو شان: ميان شانه ها
نه وگ: ناف

   به شان سه ر/ قسمت های سر   

تيول : پيشانی
برم: ابرو
بژانگ: مژه
چاو: چشم
گوپ: گونه
پت: بينی
لوت: بينی
قاو: شقيقه
گووش: گوش
لچ: لب
سول: سيبيل
ريش: ريش
چناوه: چانه
زنج: چانه
مل: گردن
پووق مل: پس گردن
قورگ: حلق
ده م: دهان
دنان:دندان
دنان وه رگ: دندان نيش
کاکيله: دندان آسياب
ئاروو: لثه
قرووژنه ک: نای
گه وگ: قبقب

   به شان له ش / قسمت های بدن   

که پوول - سه ر: سر
مل: گردن
ده س: دست
شان - کوول: کتف
سينگ: سينه
زگ: شکم
پيشت: پشت
تيه تگ: باسن
ران: ران
قول: پا
زرانی: زانو
پوز: ساق پا
کلگ: انگشت

   رنگ های کردی   

ره ش: سياه
چه رمگ: سفید
که و: آبی
سور: قرمز
زه رد: زرد
ساوز: سبز
قاوه ی: قهوه ای
بوور: خاکستری

   چند صفت کردی   

گه وره: بزرگ
بووچک: کوچک
خاس : خوب
گه ن : بد
ره ئين: زيبا
قيز : زشت
تيه ريک: تاريک
رووشن: روشن
سه ر خوش: شاد
خه مين: غمگين
کار که ر: کوشا
ته مه ل: تنبل
چاخ: چاق
له ر: لاغر
تنک: نازک
پيه ن: پهن
دريژ: دراز
کو ل: کوتاه
پير: پير
جووان: جوان
تژ: تيز
کول: کند
به رز: مرتفع
قول: عميق
فيس: تر
هشک: خشک
بان: بالا
خوار: پايين
چوول: خالی
په تی: خالی
زور: زياد
که م: کم
پوک: خالی
پر: پر
شرين: شيرين
تيه ل: تلخ
سوول: شور
تورش: ترش
ته نيا: تنها
هووفه ل: آدم دروغگو
درووزن: دروغگو
دروو: دروغ
راس: راست
ته ميس: پاک
چرکن: کثيف
دوله مه ن: پولدار
هه ژار: فقير

   اوقات کردی/کاتی کوردی   

   اعداد کردی ژماران کوردی   

يه ک ۱
دوو ۲
سی ۳
چوار ۴
پينج ۵
شه ش ۶
هاوت ۷
هه يشت ۸
نوو ۹
ده ی ۱۰
يانزه ۱۱
دووانزه ۱۲
سينزه ۱۳
چوارده ۱۴
پانزه ۱۵
شانزه ۱۶
هه وده ۱۷
هه ژده ۱۸
نووزده ۱۹
بيس ۲۰
سی ۳۰
چل ۴۰
په نجا ۵۰
شه س ۶۰
هه فتا ۷۰
هیشتا ۸۰
نه وه د ۹۰
سه د ۱۰۰
دووویس ۲۰۰
سسه د ۳۰۰
چوارسه د ۴۰۰
پانسه د ۵۰۰
شه شسه د ۶۰۰
هه فسه د ۷۰۰
هه یسه د ۸۰۰
نووسه د ۹۰۰
هه زار ۱۰۰۰

   روزهای کردی رووژان کوردی   

شه ممه : شنبه
یه کشه ممه : یکشنبه
دوو شه ممه دوشنبه
سی شه ممه سه شنبه
چوار شه ممه چهار شنبه
په ن شه ممم پنجشنبه
هه ینی آدینه
پشوودان تعطیل

   خانواده کردی هووز کوردی   

ژن(ئافره ت): زن
پیا : مرد
کور : پسر
دوه ت(کیچ) : دختر
باوک : پدر
دالک(دایک) :مادر
برا : برادر
خوه یشک : خواهر
باپیر : پدر بزرگ
داپیر(نه نگ) : مادربزرگ
مام(تاتگ) : عمو
خالوو :دایی
میمگ : خاله و عمه
زاوا : داماد
وه یو : عروس
خه سوره : مادرزن و پدر زن و پدر شوهر و مادر شوهر و برادر زن
شو : شوهر
ژن : زن و عیال
هاو زاوا : باجناق
ئامووزا : پسر عمو و دختر عمو
خالووزا : پسر دایی و دختر دایی
میمزا : پسر عمه و پسر خاله و دختر عمه و دختر خاله
ژن خالوو : زن دایی
ژن تاتگ : زن عمو
شو میمگ : شوهر خاله و شوهر عمه
دوه ته ر زا : نوه دختری
کررزا : نوه پسری
دش : خواهر شوهر


   فصل های کردی به شان کوردی   

کوردی سنی
بو هار : بهار
هاوين : تابستان
پايز : پاييز
زيستان :زمستان
کوردی که لهور

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 15:56  توسط آریا  | 
 
  بالا